تاريخ انتشار :سه شنبه ۵ مرداد ۹۵.::. ساعت : ۱۲:۰۷ ب.ظ
فاقددیدگاه

کوچ اجباری دانش‌آموزان به رشته‌هایی مهارتی و کاردانشی

هدایت تحصیلی وتصمیم شتابزده آموزش و پرورش درکوچ اجباری دانش‌آموزان به رشته‌هایی مهارتی و کاردانشی بدون درنظرگرفتن علایق آنان این روزها به دغدغه خانواده‌ها و دانش‌آموزان تبدیل شده و موجی از انتقادات به عملکرد دو معاونت آموزش متوسطه و پرورشی و فرهنگی را به همراه داشته و در حال تبدیل شدن به یک چالش اساسی وجدی است. هدایت تحصیلی و انتخاب رشته یکی از مهم‌ترین چالش‌های تحصیلی دانش‌آموزان و دغدغه‌های اولیاست. درمنظومه فکری پدر و مادرها و سپهر معرفتی خانواده‌ها انتخاب رشته و هدایت تحصیلی تصمیمی مهم است که می‌تواند زمینه ساز موفقیت یا شکست آینده تحصیلی و شغلی دانش‌آموزان شود. در اغلب نظام‌های آموزشی هدایت تحصیلی مبتنی بر نیازسنجی‌های دقیق درباره مشاغل و حرفه‌هایی که کشور در سال‌های آینده نیازمند آن است و با در نظر گرفتن توازن علمی و براساس رغبت و صلاحیت علمی دانش‌آموزان صورت می‌پذیرد تا دانش‌آموز و نوجوان امروز بتواند علاوه بر یک جهت‌گیری آگاهانه تحصیلی به دیگر دستاوردهای مهم یک هدایت تحصیلی خوب و حرفه‌ای مانند شناخت از رشته‌هایی که آنها را مبتنی بر علاقه و استعدادشان درمسیر و ریل شغل آینده قرار می‌دهد آشنایی و شناخت پیدا کنند. ریل و مسیری که به دلیل انتخابی بودن و مورد علاقه بودن موجب انگیزه و تلاش بیشتر و انتخاب برای کسب معارف می‌شود. زمزمه‌های تدبیر مسوولان در امر هدایت تحصیلی از چهار ماه قبل به گوش می‌رسید تدبیری که اکنون به دلیل عدم بسترسازی فرهنگی و اطلاع‌رسانی دقیق و جامع با بهره‌گیری از رسانه‌ها و مدارس و همراه نکردن افکار عمومی بیش از آنکه نشانه‌ای از تدبیر داشته باشد به نمادی از بی‌تدبیری در اموزشو پرورش تبدیل شده و با وجود دل‌نگرانی خانواده‌ها معاون مربوطه تاکنون از مواجهه با رسانه‌ها و خانواده‌های نگران مهر سکوت برلب نهاده و خود به تماشا و نظاره جر و بحث و عتاب و گلایه‌های اولیا و مدیران مدارس نشسته و گویی همه چیز امن و امان است و اجبار به کوچ دانش‌آموزان به رشته‌هایی که نه علاقه‌ای به آن دارند و نه انگیزه‌ای برای رسیدن آن مساله‌ای قابل اعتنا و مهم نیست. پذیرش این بی‌تدبیری زمانی دشوارتر و سخت تر می‌شود که به عنوان دانش‌آموز برگه‌های هدایت تحصیلی را براساس نمرات درسی و آزمون‌های استعدادیابی و علاقه‌مندی و رغبت‌سنجی در اختیارات قرار می‌دهند و برخلاف سنوات گذشته بی‌توجه به اولویت‌هایی که در برابر چشمانت وجود دارند، ناچاری به توصیه و انتخاب متولیان مدرسه گوش جان بسپاری و بخشی از اولین آزادی‌هایت را لگد مال شده مشاهده کنی و حسرت روزهایی را بخوری که از بین اولویت‌های مشخص شده می‌شد با دست باز یکی از آنها را انتخاب کنی. مثلا دراستانی مانند خراسان‌جنوبی در شرقی‌ترین نقطه کشور و در حاشیه کویر لوت که نه آبی برای کشاورزی و نه صنعتی دندان گیر دارد، ادامه تحصیل بچه‌ها در رشته‌های علوم تجربی و ریاضی و فیزیک برای اولیا و فرزندانشان از اهمیت بالایی برخوردار است تا شاید بتوانند نامی جدید به کهکشان بزرگانی چون دکتر گنجی، دکتر معتمدنژاد، ملا عبدالعلی بیرجندی، علامه سیدحسن فرزان، حکیم نزاری و … بیفزایند. غافل از اینکه طرحی به صورت پایلوت در این استان به اجرا درآمده که در راستای آن هدایت تحصیلی اجباری به خانواده‌ها تحمیل شده تا براساس سهمیه‌ای که برای مدارس پیش‌بینی شده با وجود اشتیاق و علاقه به رشته علوم تجربی تنها تعداد محدودی می‌توانند وارد این رشته شده و دیگران باید به اجبار براساس این شیوه جدید از هدایت تحصیلی در رشته‌ای دیگر ادامه تحصیل دهند. اینکه اهمیت رشته‌های کاربردی و مهارتی به جامعه گوشزد شود و علاقه‌مندی در خانواده‌ها برای تحصیل فرزندانشان در این رشته‌ها ایجاد شده و بازار کار مورد نیاز این رشته‌ها هم فراهم شود، قطعا اندیشه‌ای نو و فکری اصولی و گامی مثبت در جهت بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی است اما تحقق این آرزوهای خوب و شیرین بیش از آنکه از مسیر جبر و اجبار و بی‌توجهی به رغبت و علاقه و سلب حق انتخاب باشد، در پرتو تدبیر و اندیشه و استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای و اقناع افکار عمومی ممکن است.

سحر ظهوری

برچسب‌ها

نظرات بسته شده است.

318