تاريخ انتشار :شنبه ۱۹ اردیبهشت ۹۴.::. ساعت : ۳:۵۶ ب.ظ
فاقددیدگاه

مغان؛ دیروز، امروز، فردا

مغان، این دشت رویایی و باستانی، از ابتدای وجودش بوی گندم و نان می داده است که همین رایحه گرم زندگی، دولتمردان وقت را مجبور به توجه ، حضور و برنامه ریزی دراز مدت جهت احیاء آن کرد تا جایی که هر کسی در هر کجائی که محتاج تکه نانی حلال بود با امیدواری نشانی و راه هموار مغان را در پیش گرفت و با ورودش به آب و نانی پر برکت دست یافت .طوری که او نه تنها کابوس فقر و فلاکت را از سر گذراند بلکه بعد از فربه و فربه تر شدن بنا گه آغوش گرم و صمیمی این دشت سرشار از نعمت و شادی را ترک کرده و راه مهاجرت در پیش گرفت.
این برکت و فراوانی موجود متاسفانه نه تنها راهی برای توسعه و پیشرفت ممکن مغان در بخش های مختلف زراعی ، دامی ، باغی ، شیلات و ایجاد صنایع تبدیلی آنان نگردید ، بلکه دستخوش نامردیها و سوء استفاده های دوره ای افراد سود جو و فرصت طلب قرار گرفت. این نامهربانیها در حق این سرزمین مهربانیها ، آن را روز به روز نحیف تر و لاغر تر کرد، طوری که امروز دل هر مغانی دردمند با مشاهده ودرک نابسامانیهای موجود سوخته و اشک حسرت پیشرفت و ترقی در چشمان نگرانش حلقه می زند. مغانی که نه تنها وضع موجود آن حفظ نشده بلکه ویرانتر نیز شده است واین مایه بسی تأسف است در حق سرزمینی که با دارا بودن استعداد های کلان کشاورزی، دامداری،صنعتی، منابع غنی زیر زمینی و …در حکم یک کشور می باشد.
لذا امروز، ضرورتاً، مغانیهای اصیل یک راه بیشتر ندارند، باید مردان وزنان فهیم و صادق که منافع فردی را در گروانجام امورعام المنفعه و حفظ منافع عمومی می بینند و کم هم نیستند، فانوس روشن در دست (جهت تشخیص سره از ناسره ) همدیگر را باز یافته ، زانو به زانو دور هم نشسته ، هماهنگ و همفکر شده وبا همکاریهای تنگاتنگ و مستمر از میان خود ، فردی دلاور و راستین ( نه عوام فریب قوم و خویش باز) به عنوان نماینده جسور وشجاع خویش در مجلس شورای اسلامی انتخاب کرده وبا بکارگیری مشاوران خبره و مستقل در بخش های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی برای نماینده منتخب وهمچنین با بکار گماردن مدیران با سواد و با تجربه درست فطرت اصیل، بار دیگر مراتب رشد و شکوفایی فراگیر این دشت حقیقتاً زر خیز فراموش شده به یغما رفته را فراهم آورند.
بدیهی است با این وجود ، زمینه های اشتغال دائمی فرزندان تحصیل کرده ، کم سواد و … این مادر مهربان ستمدیده رنجور ایجاد شده و رونق اقتصادی به سراغ خانواده ها ، بازار های محلی ، ملی و جهانی باز آمده و مجددآً بوی خوش ساقه های طلایی گندم زاران و نان های تنوری مغان به مشام رسیده و جان تازه ای به کالبد نحیف و نگران این دشت رویایی خواهد داد و این دور از دسترس نبوده و نیست.
این سخن یک ایده آرمانی نیست، بلکه درد مشترک و خواست همگانی ( واقعی ) مغا نیهای فهیم وبا شعور است که اگر ما هم خودباور و همدیگر پذیر بوده وبا بکارگیری توان علمی و تخصصی و صداقت ذاتی خویش روی زیر ساخت های موجود ، برنامه ریزی کرده و کلیه منابع انسانی و مالی موجود (دولتی و خصوصی) را بکارگرفته و اهداف تعریف شده را عملیاتی سازیم می توانیم آن باشیم که دوست داریم ، باشیم.
در غیر اینصورت مجبور خواهیم بود وجود دایه های مهربانتراز مادری راتحمل کنیم که این بار نه با بهانه خالی از سکنه بودن مغان، بلکه با دستاویز قرار دادن مفاد اصل ۴۴ قانون اساسی ونشان دادن سرابی خوشایتد از فواید خصوصی سازی، دندان تیزکرده اند تا این دشت را که سند ومیراث وطن پرستی معتبرو غـنی اجداد و نیاکان قهرمان عشا یر غیور مغان برای نسل های بعدی می باشد ، برای آخرین باربه تاراج برده وبه نام خودکنند و برای همیشه خط بطلانی نه تنها بر تاریخ بلکه برغرور سرشار از ایثار ایل سی و دو طایفه ای مغان بکشند!؟ ، بخش خصوصی محصوردر چنگ شبه دولتی های متصل به قدرت سیاسی ، خارج از نظارت و معاف ازمالیات که فقط میدان سوء استفاده های کلان مالی و … شده و مراتب استعمار و استثمار مدرن طبقه متوسط و کم در آمد جامعه را به ارمغان می آورد.
این است سرنوشت مشترک ما مغانیهای دردمند که بعد از این بایستی با رفتارهماهنگ خویش آن را به دست سیر فطرتان پاک اندیش بسپاریم تا دیگر گرسنگان خویش اندیش آن را رقم نزنند، انشاءالله تعالی.
*ذکرعلی نظرپور

نظرات بسته شده است.

732