تاريخ انتشار :جمعه ۲۳ دی ۹۰.::. ساعت : ۴:۰۹ ب.ظ
فاقددیدگاه

علل میل به تقلب در دانش آموزان

امروزه از مسائل مهم مورد بحث و مورد ابتلای مدارس و خانواده ها، مسأله تقلب کردن کودکان است. تقلب موضوعی است که در آن کودک شدیداً تحت فشار اطرافیان، قرار می گیرد. زمانی هم ممکن است موانع و برخوردها با کودک به گونه ای باشند که طفل از این صدمات و فشارها آسیب دیده و یا سر از انحراف و لغزش درآورد.

تعریف تقلب: تقلب رفتاری است غیرصادقانه، طی طریقی است به غیر از شیوه شرافتمندانه، و رسیدن به واقعیت و حقیقتی است غیر از طریق مشروع و نشان دادن خود با چهره ای وارونه و غیرصحیح. تقلب نوعی دزدی است، منتها دزدی در مال نیست، بلکه دزدی رتبت و مقام و موقعیت و از این قبیل است. بر اثر آن آدمی سعی دارد چیزی را از آن خود کند که شرعاً یا عرفاً از آن او نیست و در تملک آن موقعیت و مقام راه شرافتمندانه را طی نمی کند. تقلب در حقیقت کوتاهترین راهی است که آدمی برای طریق و رسیدن به مقصود خود انتخاب می کند و سعی دارد با میان بُر زدن به جایی برسد که دیگران در سایه کوشش ها و تلاش های مداوم بدان جا می رسند.

کودکان دیگر در سایه درس خواندن و رنج بردن به قبولی می رسند و او بدون کار و تلاش و زحمت. اساس موضوع این است که برخی از افراد در عین تنبلی و در عین احساس عقب ماندگی ظرفیت تحمل محرومیت را ندارند و می خواهند هرچه زودتر و سریعتر به درجه و موقعیتی برسند که دیگر افراد عادی از آن برخوردارند. اینان خود را دوست دارند و نمی خواهند گرد و غباری بر چهره شان از این بابت بنشیند. نمی خواهند سر و گردنی کوتاهتر از دیگران داشته باشند. اگرچه ظرفیت و تحمل روحی دیگران را ندارند.

● علل و عوامل تقلب دانش اموزان

دلایل متعددی برای تقلب در کودکان وجود دارد کودکان کوچک تر دوست دارند برنده باشند و مهم نیست که چگونه. حتّی یک بچّه پنج ساله نیاز به درستکار بودن را حس می کند و در عمق وجودش دوست دارد چیزی را که می خواهد، بدون تقلب به دست آورد. بعضی از کودکان که قبول شکست برایشان مشکل است، در بازی ها برای برنده شدن تقلّب می کنند و به طور حق به جانبی کودکان دیگر را از اینکه در آن بازی ضعیف هستند، محکوم می کنند. یکی از علل عمده تقلب در کودکان انتظارات بیش از حد والدین از فرزندانشان است. بچّه ها وقتی در مقابل انتظارات بی مورد پدر و مادر قرار می گیرند، گاهی مجبور می شوند تمایلات و احتیاجات خود را در مقابل آنچه والدین می خواهند فدا کنند و تسلیم نظریات والدین شوند. انتظارات بیجای پدر و مادر سبب شکست بچّه ها در انجام کارهای معینی می شود. پدر و مادر انتظار دارند که کودک در درس ریاضی یا علوم نمره عالی به دست آورد ولی او نمی تواند نمره عالی در این درس ها کسب کند، درنتیجه دچار شکست می شود و از ترس اینکه والدین او را با بچّه های دیگر مقایسه کنند و نسبت به او بی مهری نشان دهند، ممکن است به تقلب مبادرت ورزد.

یکی دیگر از علّت های تقلب در کودکان کثرت سرگرمی های آنهاست. برخی از کودکان به علت خوبی وضع زندگی و رفاه نسبی از وسایل و اسباب بازی بسیاری برخوردارند. وضع تفریحات، گردش ها و مسافرت های والدین آنها فوق العاده است. دائماً اشتغال به بازی و تفریح دارند و همه اوقاتشان به این امور می گذرد و دیگر وقت و فرصتی برای کار و تلاش و درس باقی نمی ماند. بدین نظر در هنگام امتحان برای آنها امکان موفقیت و احساس کفایت نیست و یکی از راه های مقابله با آن تقلب است و چنین کودکی خود را ناگزیر از آن می بیند.

ناآگاهی کودکان نسبت به عمل تقلب یکی دیگر از علل تقلب است و این واقعیت مسلمی است که در رابطه با کودکان خردسال می توانیم ذکر کنیم.

برخی از کودکان تن به تقلب می دهند و واقعیت این است که آنها متقلّب نیستند. در عالم باصفای خود اگر چیزی را نمی دانند از دیگری کمک می گیرند و حتّی در جلسه امتحان بدون اینکه ترس و وحشتی به خود راه دهند، به صورت طبیعی به دست دیگری نگاه می کنند. شما این حالت را در کودکان کلاس اوّل و در آنها که بسیار خردسال اند نیکو ملاحظه می کنید، و طبیعی است که با تذکری آنها را باید به وضع کار و برنامه آگاه کرد.

تنبلی و تن پروری کودکان هم می تواند یکی از علل روی آوردن آنها به تقلب باشد. کودکانی که در طول سال تحصیلی درس نخوانده و راه تن پروری در پیش گرفته اند، در حین امتحان دچار مخمصه و دشواری عظیم خواهند شد و برای نجات خود از وضع و موقعیتی که در آن اند می کوشند تن به تقلب دهند. عده این گونه دانش آموزان در بین افراد متقلّب اندک نیست.

اغلب متقلبان کسانی هستند که آمادگی و شرایط لازم را برای کسب موقعیت موردنظر به دست نیاورده اند. از دیگر عواملی که می تواند باعث روی آوردن کودک به تقلب شود، می توان به این موارد اشاره کرد:

روش تدریس نامناسب معلّم و سخت گیری وی در نمره دادن، انتقام گرفتن از معلّم مستبد و خشن، دشواری سؤالات امتحانی، هرج ومرج در کلاس و مدرسه، ترس از مردودی، اشتغال کودک به کار، مسئولیت نشناسی و حادثه جویی کودک، عقب ماندگی ذهنی و درسی کودک، تفوق طلبی، حفظ آبرو و وسوسه شدن کودک.

نتیجه اینکه، معلّمی که مطالب درسی و یادگیری را متناسب با توانایی ها و رغبت های گوناگون تنظیم می کند، بی شک از تعداد و فراوانی تقلب در کلاس خویش به طرز چشمگیری می کاهد. بسیاری از مواقع کودکان نمی دانند درسی که می خوانند چگونه می تواند برای آنان مفید باشد. بنابراین کوتاه ترین راه را برای گرفتن نمره قبولی طی می کنند. در کلاس هایی که خسته کننده و یا پرتنش است یا تأکید فریاد روی فراگیری مواد درسی گذاشته می شود که ارزش آن درس ها در ذهن دانش آموز مورد تردید است، طبیعی است که باید انتظار تقلب بیشتری را در بین این کودکان داشت. انتظار بیش از حد والدین از دانش آموزان نه تنها نتیجه مثبتی نخواهد داشت بلکه صدمات روحی و روانی جبران ناپذیری بر آنها وارد خواهد کرد. اگر برای والدین تنها نمره ۲۰ مورد قبول باشد و نه کمتر، آنها ممکن است برای برآوردن تقاضای والدین خود، دست به عمل خطای تقلّب بزنند و یا با مشکلات متعدد دیگری مواجه شوند و سلامت جسمی و روانی آنها به خطر افتد.

غلامرضا آتش دامن ـ کارشناس علوم تربیتی

روزنامه اطلاعات ( www.ettelaat.com )

نظرات بسته شده است.

482