تاريخ انتشار :دوشنبه ۲ آبان ۹۰.::. ساعت : ۱۲:۳۲ ب.ظ
فاقددیدگاه

آخرین روزهای زندگی دیکتاتور از زبان آخرین همراهش

 

indexاگرچه بخی هواداران قذافی گفته‌اند که وی تا پایانبه مقاومت ادامه ‌داده، اما ابراهیم می‌گوید که قذافی ترجیح می‌داد با تلفنماهواره‌ای خود تماس بگیرد و یا به خواندن پیام‌ها برروی آن مشغول باشد و به گفتهوی قذافی حتی یک گلوله نیز شلیک نکرده است.

به نوشته روزنامه نیویورک تایمز، منصور الضوابراهیم، که پسرعموی قذافی است، یکی از اعضای مورد اعتماد وی به عنوان فرمانده گاردمردمی ریاست نیرویی را برعهده داشت که متهم به سرکوب خشونت‌آمیز انقلابیون و شلیکمستقیم به تظاهرکنندگان در طرابلس هستند.

به گفته یکی از فعالان گروه حقوق بشر لیبی، منصورالضو ابراهیم در مزرعه‌اش به نگهداری بازداشتی‌ها و تسلیحات می‌پرداخته است.

وی در مصاحبه با دیده‌بان حقوق بشر اتهامات مبنیبر دستور به انجام خشونت را رد کرد.

ابراهیم تاکید کرد که وی و دیگران می‌خواستندقذافی را قانع کنند انقلابیون موش و مزدور نیستند و انسان‌های معمولی هستند.

وی تاسف ‌خود را از اینکه فرار نکرده و یا تسلیمنشده اعلام داشت اما گفت که یک حس اخلاقی وی را وادار به ماندن در کنار قذافیمی‌کرده است.

به گفته ابراهیم قذافی که روز 21 اوت از طرابلسفرار کرد، بسیار از ناتو می‌ترسید.

وی گفت: اصرار معتصم قذافی بر این بوده که بایدحتما در شهر سرت بمانند، زیرا شهر سرت آخرین جایی خواهد بود که انقلابیون به سراغآن خواهند آمد. قذافی را در این شهر 10 تن اعم از دستیاران نزدیک و نگهبانانشهمراهی می‌کردند، اما معتصم از پدرش جدا بود زیرا بیم آن داشت که تلفن ماهواره‌ایپدرش مکان وی را افشا کند.

به گفته ابراهیم، قذافی به غیر از تلفنماهواره‌ای‌اش که پیام‌هایش را با آن می‌فرستاد، هیچ ارتباط دیگری با جهان پیراموننداشت. قذافی کامپیوتر نداشت و حتی به برق نیز کمتر دسترسی پیدا می‌کرد و بخشی اززمان خود را به خواندن قرآن مشغول بود. او هیچوقت حاضر به واگذاری قدرت نبود ومی‌گفت” اینجا کشورم است و من قدرت را در سال 1977 واگذار کرده‌ام.”

فرمانده گارد مردمی قذافی در ادامه افزود: در چندهفته‌ای که شهر سرت زیر گلوله‌ باران انقلابیون بود یکبار یک خمپاره یکی ازخانه‌های محل اختفای قذافی را هدف قرار داد که موجب زخمی شدن سه نگهبان و یک سرآشپزشد که پس از زخمی شدن این سرآشپز بقیه مجبور به غذا پختن شدند. قذافی حدود دو هفتهپیش با حمله انقلابیون به سرت در محله شماره دو این شهر گرفتار شد، تنها باید تصمیممی‌گرفتیم که فرار کنیم و یا بمیریم. اینبار قذافی گفت وقت فرار است.

روز پنجشنبه گذشته کاروانی متشکل از 40 خودرو قراربود ساعت 3 نیمه‌شب شهر را ترک کند، اما بی‌نظمی نیروهای وفادار به قذافی سببمی‌شود که اعزام کاروان تا ساعت 8 صبح به تاخیر بیفتد. ابراهیم هنگام فرار درخودروی تویوتای حامل معمر قذافی بوده که کاروان توسط جنگنده‌های ناتو شناسایی ومورد حمله قرار می‌گیرد. وی در اثر اصابت ترکش مجروح می‌شود که در بیمارستان بهوشمی‌آید.

از سوی دیگر، به نوشته روزنامه دیلی میل، به گفتهانقلابیون، عایشه، دختر قذافی پس از آنکه از دستگیری پدرش مطلع شده، با تلفنماهواره‌ای پدرش تماس می‌گیرد اما یکی از انقلابیون جواب تماس وی را داده و به ویمی‌گوید: همه ‌چیز تمام شده و ابوشفشوفه (مو فرفری) مرده است. (ابوشفشوفه به معنیمو فرفری، لقبی است که قذافی در لیبی به آن مشهور شده بود.)

عایشه اکنون به همراه مادر و دو برادرش در الجزایرهستند.

همچنین انقلابیون گفته‌اند که قذافی در آخرینساعات زندگی‌اش به آنها التماس می‌کرده که پول و طلا و هر چیز دیگری که بخواهند،می‌دهد تا او را نکشند.

 

نظرات بسته شده است.

357