تاريخ انتشار :دوشنبه ۱۸ بهمن ۸۹.::. ساعت : ۸:۰۶ ب.ظ
فاقددیدگاه

مهارت خوب گوش کردن

یکی اینکه باید فوری باشد ، مثلاً اگر کسی به شما مطلبی را بگوید و شما هیچی نگویید و بعد از یک هفته در فضای دیگر نظرتان را بگویید از ارزش و اهمیت این اظهارنظر به میزان زیادی کم می شود . البته ممکن است همیشه ما نتوانیم بلافاصله نظرمان را بگوییم و نیاز داشته باشیم در مورد بعضی چیزها فکر کنیم و تحقیق کنیم اما می توانیم همین مطلب را به عنوان یک بازخورد بطور صادقانه بیان کنیم . مثلاً بگوییم این حرفی که تو گفتی یا این مطلب خیلی پیچیده است و نیاز به فکر کردن بیشتر دارد و یا اصلاً ممکن است در آن لحظه خسته باشیم و حوصله ارزیابی و اظهارنظر را نداشته باشیم . مثلاً از سرکار آمده اید، بچه شما هم از مدرسه آمده وداستان بحثی که با دوستانش در مدرسه داشته را برای شما تعریف می کند و شما خیلی خسته اید و حوصله فکر کردن و نظر دادن را ندارید و به جای سکوت مطلق و یک جواب سربالا دادن مثل اینکه بابا ولش کن این حرف ها چیه ، می توانید صادقانه بگویید که الان خیلی خسته هستید و چون می خواهید جواب خوبی به او دهید بهتر است وقتی که استراحتتان را کردید نظرتان را بگویید . پس یک شرط دیگر برای دادن بازخورد این است که علاوه بر اینکه فوری باشد صادقانه هم باشد و احساسات و نظرات واقعی ما را نشان دهد .

گاهی ممکن است ما نظرمان کاملاً مخالف باشد یعنی حس کنیم طرفمان کاری که کرده یا مطلبی که می گوید کاملاً اشتباه و نسنجیده و غیرعادلانه است و یا به هر دلیلی ما آن را نپسندیده ایم و موافق نیستیم . در این جا قضیه ظریف تر می شود و ما باید یک شرط دیگری را هم رعایت کنیم . یعنی ضمن اینکه باید نظرمان را صادقانه مطرح کنیم باید مواظب باشیم که آن را بطور خصمانه بیان نکنیم و حالت حمایت گرایانه داشته باشیم . مثلاً به جای اینکه بگوییم حماقت کردید می توانیم بگوییم که من فکر می کنم که کارت اشتباه بوده و یا به جای اینکه بگوییم بابا همیشه عجولی و هیچ وقت روی کارهایت فکر نمی کنی می شود گفت که من می فهمم که تو تحت فشار بودی اما نظر من این است که شاید اگر بیشتر فکر می کردی یک جور دیگر عمل می کردی . حتی ممکن است که ما گاهی حس کنیم که طرف مقابل به ما راست نمی گوید و یا دارد چیزی را پنهان می کند ، اینجا هم باید صادق باشیم اما می توانیم به جای اینکه بگوییم تو قصدت این بوده که من را فریب دهی می شود گفت که حس می کنم یک چیزهایی است که هنوز به من نگفتی و به این ترتیب بازخوردمان علاوه بر اینکه صادقانه است جنبه حمایتگرایانه هم دارد . پس برای بازخورد و اظهارنظرمان باید سه شرط صداقت و حمایت گری و فوری بودنش را رعایت کنیم . ضمن اینکه ما حین گوش دادن خوب است که به یکسری مسائل دیگر هم توجه کنیم . مثلاً به حالت بدنمان و لحن صدایمان و یا حالت نگاهمان در این قضیه که می تواند به اندازه حرفی که می زنیم دارای اهمیت باشد . مثلاً امروز ببینید که همسرتان از بیرون آمده و خیلی متاثر است و شما می خواهید که واقعاً به حرفش گوش دهید اما فکر می کنید که می شود استفاده بهتری از وقتتان بکنید مثلاً بهتر است همزمان که گوش می دهید هم اتو کنید و هم ظرفهایتان را بشویید . بنابراین بلند می شوید وبه آشپزخانه می روید و داد می زنید که حالا بگو چی شده و یا سرتان را پایین می اندازید و اتو می کنید و می پرسید که چی شده و یا ممکن است بدتر، در حالتی که دارید تلویزیون نگاه می کنید و یا روزنامه می خوانید به حرف های دیگران گوش دهید و این باعث می شود که خیلی وقت ها همسران شکایت کنند که همسرشان به حرفشان توجه نمی کند . بهترین حالت برای اینکه شنونده احساس کند که شما به حرفهایش علاقه دارید و توجه می کنید این است که شما از نظر فیزیکی نزدیک آن شخص بنشینید و حین صحبت کردن به چشمهایش نگاه کنید و مرتب با گفتن کلماتی مانند عجب و … به او نشان دهید که دارید صحبت هایش را دنبال می کنید .

حالا که ما یکسری مهارت های پایه ای در مورد نحوه صحیح گوش دادن را یاد گرفتیم خوب است که در مورد روش مناسب بیان افکار و نظراتمان هم صحبتی داشته باشیم .- مثال می زنم . مثلاً فکر کنید که امروز خیلی خسته هستید و دوست دارید که همسرتان یک ساعتی بچه ها را نگه دارد تا استراحت کنید اما به جای بیان این احساس خستگی و نیازتان به همسرتان می گویید که امروز اداره شلوغ بود و کارم زیاد بود وبا ارباب رجوع چقدر درگیری داشتم و ممکن است که انتظارتان این باشد که همسرتان بگوید کمی استراحت کن، من بچه ها را نگه دارم. اما صحبتی که کردید تمامش از شرایط کارتان بود . بنابراین ممکن است که همسرتان جواب دهد که باید بیاید اداره آن مشکل را حل کند و با رئیس شما صحبت کند و یا حتی بگوید که دیگر لازم نیست سر کار بروید. در حالی که شما کارتان را قلباً دوست دارید و فقط امروز این مشکل پیش آمده ، دلیل این چیست ؟ چرا ما به هدفمان نرسیدیم ؟ ما گاهی وقتی می خواهیم حرفی را بزنیم یا صحبتی بکنیم یا پیامی منتقل کنیم با آنچه که منظورما است متفاوت است و ما آن پاسخ مناسب را نمی گیریم و گاهی حتی ممکن است پاسخ های متضاد بگیریم . مثلاً ممکن است که حس کنید امروز خیلی دلتان گرفته و دوست دارید با کسی درد دل کنید و یا دوست دارید یک ساعت همسرتان به حرفتان فقط گوش دهد تا آرام شوید اما وقتی همسرتان می آید سراغ تلویزیون می رود ، حالا به جای اینکه پیامی دهید که این احساس نیازتان در آن باشد صرفاً می گویید فقط بلدی وقتی که از سرکار می آیی جلوی تلویزیون دراز بکشی ، همیشه این کار را می کنی و هیچوقت به من اهمیت نمی دهی . نتیجه چنین حرفی قطعاً آن توجه و محبت و احترامی را که شما انتظارش را دارید ممکن است نباشد و پاسخ متضادی را بشنوید. اما ممکن است که با این پیام های غلط و ناقص دادن به نتیجه ای که می خواهید نرسید و مثلاً فکر کنید که تحت فشار اقتصادی هستید و شیوه خرج کردن بچه ها متناسب با سطح درآمدتان نیست و شما از این روش زندگی آنها نگران هستید یا احساس می کنید که دارد از شما سوء استفاده می شود و آزرده هستید اما باز وقتی می بینید که فرزندتان یک لباس گران قیمتی را خریده به جای بیان نگرانی تان از نحوه مدیریت مالی و پولش یا رنجیدگی تان از این احساس مورد سوء استفاده واقع شدن، ممکن است که صرفاً با طعنه بگویید که مجبور بودی این لباس را بخری ، یا بگو ببینم این لباس چقدر خرج برداشته و ممکن است به جایش یک جواب سربالایی بشنوید . پس گاهی ما یک چیزی در ذهنمان هست اما نمی توانیم آن را کامل منتقل کنیم و یا حتی پیامی متضاد آنچه منظورمان بوده را به بقیه القاء می کنیم که ما به این پیام ها ، پیام ناقص می گوییم . این پیام ناقص موجب سردرگمی طرف مقابلمان می شود . یعنی معمولاً اگر دیگران علت آزردگی و افکار و احساس ما را ندانند ممکن است صرفاً شکایات یا احساس خشم ما را جدی نگیرند و یا تحمل نکنند و یا ممکن است که از آنها مطلع نشوند و نتوانند به آن چیزی که ما نیاز داریم پاسخ مناسب بدهند و ما همیشه یک احساس رنجیدگی و تنهایی داشته باشیم . پس لازم است که ما برای انتقال تجربیات درونی مان مثل مهارت گوش دادن یکسری شرایط و اجزا را رعایت کنیم . ما می توانیم گفتگویمان را با بقیه برای انتقال یک پیام کامل به چهار بخش تقسیم کنیم . یکی بیان مشاهدات ماست ، یکی بیان افکار ماست و یکی ابراز احساساتمان است و در نهایت بیان نیازهایمان است که ما در مورد این چهار جزء و نحوه صحیح بیان آنها و برخی روشهای ارتباطی غلطی که اتفاقاً خیلی شایع و متداول است در جلسه بعد صحبت خواهیم کرد

برچسب‌ها, ,

نظرات بسته شده است.

356