تاريخ انتشار :جمعه ۱ بهمن ۸۹.::. ساعت : ۱۲:۱۱ ق.ظ
فاقددیدگاه

درسی که الاغ داد

 کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب بزرگ افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، تصمیم گرفت چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. کشاورز با سطل روی سر الاغ خاک می ریخت. اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد. کشاورز همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد …

 نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند

 و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود!

 

نظرات بسته شده است.

198