تاريخ انتشار :دوشنبه ۲۷ دی ۸۹.::. ساعت : ۹:۲۵ ب.ظ
فاقددیدگاه

عاشقهای قره داغ (ارسباران)

 عاشیق هنرمندی است آگاه و عالم وعامل به مسائل دینی و احکام شرعی، انسانی پاکدامن و مورد احترام و حرمت همه مردم کهدر غمها و شادیهای آنها شریک است. او همیشه خواهان شادی، جشن و سرور است و جشنها وعروسیها، بی وجود او رونقی ندارد.

عاشیق‌ آذربایجانی هنرمند مردمی است و باید در چندین هنر مهارت داشته باشد؛ اوهم شاعر است، هم آهنگساز، هم خواننده و هم نوازنده، هم هنرپیشه و هم داستانسرا، بهعبارت دیگر عاشیق در تمامی عرصه‌ها خلاق است و هنرمندی است که این همه را باانگشتان ماهر و صدای دلنوازش اجرا می‌کند.

وقتی سیمهای ساز عاشیق مرتعش می‌شوند، هر آنچه پیرامون عاشیق را گرفته از طبیعتو انسان و موجودات، همه سکوت اختیار می‌کنند تا نوای شاد یا حزین ساز نوید ‌بخشزندگی سرشار با امید گردد. نغمه ساز عاشیق جلابخش روح شیدای انسان آذربایجانی است وبیشتر به همین دلیل است که «عاشیقی»، به هنری بی‌بدیل در بین اقوام ترک تبدیل شده وعاشیقها منزلت، قرب و لقب استادی و خطاب «ائلجه‌بیلن» را در بین مردم و همواره درطول تاریخ طولانی این قوم حفظ کرده‌اند.

عاشیقها در همه جای آذربایجان و همواره هنر خود را ایستاده و با قامتی افراشته وترجیحاً با لباس ویژه و رسمی که سنخیت و هماهنگی با لباس قدیم قوم ترک دارد، اجرامی‌کنند و گاهاً برای به هیجان آوردن شنوندگان و ناظرین این هنر، در حین ایفایبرنامه از حرکاتی چون بالا و پایین کاسه یا بازوی ساز یا قار دادن ساز در پشت گردنیا کوبیدن پای بر زمین به خصوص به هنگام اجرای نغمه‌های حربی و حماسی استفادهمی‌کنند

معنای واژه عاشیق:

برای ریشه واژه عاشیق چند نظریه وجود دارد:

1- از ریشه عاشق عربی به معنای دوستدار

2- از ریشه مصدرترکی آشیلاماق (Aşilamagh) به‌معنی تلقین کردن، تزریق کردن

3- از ریشه ترکی ایشیق(Işigh) به مفهوم نور و روشنایی.

معانی اول و سوم اعتباراتی در اشعار عاشیقی و در میان مردم دارند ولی نظریهدوم، تنها در محافل علمی مطرح شده است. به نظر می رسد با توجه به فحوای اشعارعاشیقها، احتمال عربی بودن این واژه زیاد می باشد. شاید نیز در طول زمان این همسانیبوجود آمده است و با گذشت زمان اشعار عاشیقها و بویژه بایاتیها از آن پیرویکرده‌اند.

قدمت هنر عاشیقی

اجرای موسیقی عاشیقی، قدمتی طولانی در بین اقوام ترک دارد. به طوری که به تصریحمطالعات تاریخی، 2250سال قبل از میلاد، در معبد مخصوص «اینشو سیناکا» (پادشاهایلام) شامانها با موسیقی مخصوص، برنامه اجرا کرده‌‌اند، مراسم عزاداری برای«آتیلا» پادشاه هونها را قامها (شامان) ترتیب داده‌اند. هنوز آثاری از مرثیه‌ها وشعرهای ساخته شده توسط شامانها برای مرگ «آلپ ارتونقا» که 700 سال قبل از میلادمسیح، خاقانی قوم ترک را بر عهده داشته و به تائید برخی از محققان، همان «افراسیاب» حاکم توران در شاهنامه فردوسی است، در دست می‌باشد.

منظومه‌های عاشیقی پیش از اسلام که آثاری از آنها بر جای مانده شامل منظومه‌هایشعر، آلپ ارتونقا، اوغوزنامه کوچ، ارکنه‌ قون و منظومه آفرینش می‌باشند. نشانه‌هاییاز این آثار در دیوان اللغات ترک محمود کاشغری و داستانهای 12 گانه کتاب ارزشمندده‌ده قورقود یافت می‌شود.

در موزه ایران باستان در تهران و موزه لوور در قسمت تاریخ ایلام به مجسمه‌هایکوچک نوازندگانی با قدمت دو هزاره قبل از میلاد بر می‌خوریم که همچون عاشیقهای ماسرپا ایستاده و ساز خود را برروی سینه نگاهداشته‌اند. چنین نوازندگانی که مشابهش رامی‌توان فقط در میان ترکان امروزی پیدا کرد، سرنخی از قدمت هنر موسیقی عاشیقی ترکانبه دست می‌دهد.

باخشی‌ها افرادی در بین قوم اوغوز بودند که ساز می‌زدند و به ایفای نمایشها ورقص می‌پرداختند. زبان شناسان ریشه این واژه را در زبان ترکی قدیم جستجو کرده‌اند وامروزه «باکی یاباق» که به معنی تقلید صدای حیوانات است و در زبان قرقیزی کاربرددارد، هم ریشه با باخشی است. با این وجود بین اوزان و باخشی تفاوت‌هایی نیز وجودداشته است. در بین اقوام آذربایجان ، باخشی فردی را شامل می‌شد که از غیب و آیندهخبر می‌داد ولی اوزانها این مسئولیت را عهده‌دار نبودند بلکه فقط افرادی را در برمی‌گرفتند که به یاری سازشان «قوپوز»، درسهای اخلاقی می‌دادند و به درمان بیماران

روحی می‌پرداختند. باخشی بعدها به عاشیقهای اوزبک و ترکمن نیز اطلاق شده است

 

 

 

 

 

 

برچسب‌ها, , ,

نظرات بسته شده است.

517